آه! من تو و داستان ِ دیگری!

http://www.epiphanyglass.com/Merchant2/graphics/00000001/fullsize/v_violet.jpg
تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای تو 
پرده غنچه می‌درد خنده دلگشای تو
ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز
کز سر صدق می‌کند شب همه شب دعای تو
من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان    
قال و مقال عالمی می‌کشم از برای تو
دولت عشق بین که چون از سر فقر و افتخار
گوشه تاج سلطنت می‌شکند گدای تو
خرقه زهد و جام می گر چه نه درخور هم اند
این همه نقش می‌زنم از جهت رضای تو
شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر
کاین سر پرهوس شود خاک در سرای تو
شاه نشین چشم من تکیه گه خیال توست
جای دعاست شاه من بی تو مباد جای تو
خوش چمنی است عارضت خاصه که در بهار حسن
حافظ خوش کلام شد مرغ سخن سرای تو

سارا می‌نشیند پشت کامپیوتر، می‌گوید می‌خواهم ایمل(ایمیل) بزنم!

*

مادر تعریفی از استقامت و بردباری و اقتدار!

دلم برای مادرم تنگ شده است!

**

اینجا تهران، پایتخت ایران!

انتخابات تمام شده است ولی التهابات تمام نشده است!

***

حافظ می‌فرماید:

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است / با دوستان مروت با دشمنان مدارا


وقتی سارا هفته ای یک بار تولد دلش بخواهد می شود این!

خب در اینکه مادری هنرمند هستم (!) اصلا شکی نیست. ولی خیلی از فِر بدم می‌آید.(عروس بلد نیست برقصه می‌گه زمینش کجه) شده حکایت من!

مجبور هستم که به بلد نبودن در استفاده کردن از فِر اینجا اعتراف کنم تا موضوع جالبی رو تعریف کنم.

و یا این خانه‌های کوچولو با آشپزخانه‌ی کوچولوترش جایی برای وسایل نداشتم و مجبور شدم از فر اجاق گاز به عنوان یک کابینت گو و جادار(!!) استفاده کنم.

امروز مثلاً خواستم یک حالی به سارای کوچولو بدهم و مشغول کیک پختن شدم.

مواد که آماده شد ظرف کیک رو آماده کردم مواد رو ریختم توش و گذاشتم توی مینی توستر (انصافاً کیکش خوب شد نه سوخت و نه بی ریخت شد یک کیک خوشمزه مطمئنم اگر عکسش رو می ذاشتم متوجه نمی شدید که این کیک رو تو فر پختم یا توستر!) مواد اضافه رو هم موندم چیکارش کنم که یه جرقه‌ای در ذهنم زده‌شد و  گوشه‌ی چشمانم برقی زد و گاز را روشن کردم.

ماهی تابه(!) رو گذاشتم گرم که شد یه خورده آرد پاشیدم تهِ ماهی تابه و مواد رو ریختم. باورتون نمی شه یک ربع ساعت کیک ماهی تابه آماده سرو شد(!!!!!)

با کلی خوشحالی کیک با دو تا لیوان شربت آوردم و به سارا تعارف می کنم.

می پرسه این چیه:

می گم کیک ِ خوشمزه!

دخترک نه گذاشت و نه برداشت می‌گه: نهههههه این نوووووووونه، من کیک پپلد موبالک(کیک تولد مبارک!) می خوام!

shvh fi h,k ld 'k wkngd! ki ntjv krhad!!:سارا به این می‌گن صندلی!! نه دفتر نقاشی!

hdk v,cih v,d jr,dl v,ldcd pvtihd [ndn , hgfji yvdf shvh vh ld k,dsl jh dhnl flhkn ;i , dhn fdhdn ;i ]i ld 'tj hc.

ugd id fcv'jv ld a,n , ;kjvga soj jv! hc shvh adxhk jv , `vjpv; jv hsj. iliv ;s ;i ugd vh ld fdkn ld',dn : Hod ]i lzg,liU fhdn odgd Hv,l fhai!

xtg; nojvl shvh.

متنی را که می‌بینید خودم در صحت و سلامت عقلی تایپ کردم.

اگه تونستید بفهمید که من چی نوشتم.

همه‌اش تقصیر این کیبورد بود که فارسی نشد و من هم حس(!) نوشتن ام گرفتم و نوشتمو شد اینی که می بینید.

همین!