مسلمانان غریبی مفلسم کرد!
دلتنگی ها همیشه بهترین دوستان آدمی اند!
**
عباس آقا تو صندلیشون نوشتند:::
آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست
نخی از پاکت سیگار در آورد و کشید!
***
علی خیلی زورگو است!
سارا به تازگی کارهایی میکند که آدم به جای شاخ، دم هم درمیآورد!
مثلن
وقتی لباس میپوشد که بیرون برود با اشاره و چشم و ابرو نازک کردن رژلب
(اِ وا خاک عالم)هم میخواهد(!) بعد با چشم غره مامان جون ـ که بنده باشم ـ
مواجه میشود و به دیدن خودش در آینه رضایت میدهد.
دمِ در که میرسد دستهایش را بالا میبرد و با ابرو به ادکلن اشاره میکند که مبادا یادم برود که دخترک میخواهد خوشبو باشد!
وقتی کرم ضدآفتابش را که دکترش سفارش کرده، برایش میزنم با ناز و ادای میگوید عروس شدم؟!
والا ما که تو این سن بودیم حتی تا همین دیروز نمی دانستیم این اداها مال ما دختراست!
این کارها را علی هم انجام میدهد ولی چون مرد است عمل میکند و به جای اشاره چشم و ابرو خواهش خودش همه چی به خودش می زنه!
و خیلی خیلی هم مصره که قبل از رفتن بیرون عرت(عطر) بزنه! خیلی اصرار داره! جقله!