حالم خوبه و ملالی نیست! ولی با همه دوست داشتنی بودن این ماه، شدیداً کسل و خواب‌آلودم همیشه!
کار خاصی نمی کنم و مشغول زندگی عادی هستیم و خدا رو شکر! نوشتنم هم میاد و هم نمیاد!
از وقتی سیستم کامپیوتر از این اتاق به اون یکی اتاق منتقل شده یک جورایی برام غریبه هم شده! بعد ده روز هنوز یکبار هم پشت سیستم نشستم!
عباس آقا این شبها در نمایشگاه قرآن بخش ادب مشغول کار و بار است و ما خیلی کم حضورش رو دور سفره افطار احساس می کنیم! این هم سایت بخش ادب نمایشگاه قرآن که راه انداخته!>>>
و روز خبرنگار هم بهش مبارک!
علی و سارا یک شب درمیان سحر بیدار می شن و با ما غذا می خورن و نماز می خونن و بعدش هم خواب!

علی تا پریروز فکر می کرد کله گنجشکی یعنی بامیه! و هی کله گنجشکی می خواست!
سارا همچنان در ساعات مختلف مشغول افطار کردن هست!!