پنجره خانه ما به روایت عباس آقا
پنجره خانه ما به روایت عباس آقا

نیمههای شب وقتی همه خواب بودیم بارونی زده به شهر دود!

هوا خیلی خیلی خوب شده و دوست داری بکشی‌ش توی ریه‌هات و بیرون ندهی؛ بس که خوشمزه‌ شده...

اگر بدونید بیرون چه خبریه، به جز صدای موتور و ماشین و راننده تاکسی (وقتی پنجره رو باز بذاریم همه جور صدا میاد توی خونه)؛ صدای گنجشک‌ها که هی صدای شادی‌شون میره بالاتر و این یعنی هوایی که امروز بوی بارون گرفته از طرف شرکت کنترل کیفیت هوای گنجشکی «تایید» شده است!

توی زمستون که قاعدتاً باید زیر کرسیها و بغل بخاریها و پتو به دوش توی خونه تردد داشتهباشیم، از بس دلمون باد خنک خواست و از بس دلمون پنجرههای چارتاق باز خواست، نمی‌دونستیم که عید بیاد زمستون میشه یا تابستون؟!!!