یاس تنها یک سحر مهمان است...

ازل برای ابد ملک لایزالش بود
چه فرق میکند آخر که چند سالش بود
حریم عرش خدا بود سقف پروازش
تمامْ وسعت عالم به زیر بالش بود
هماو که خون خدا را به شیر خود پرورد
بزرگ کرب و بلا طفل خردسالش بود
پس از غروب که خورشید راه خانه گرفت
چراغ کوچه شب قامت هلالش بود
زمین شبزده را رشک آسمان میکرد
اگر فراتر از آن خطبهها مجالش بود
::
{امید مهدینژاد}
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۱/۲۴ ساعت توسط فاطمه
|