تو قلبی برای این کوچه؛ وقتی نیستی پنجرهها مردهاند!

دلم مدادرنگی 24 رنگ می خواد که بشینم و باهاش همه دفتر نقاشیم رو رنگی رنگی کنم!
دلم یه آرامش می خواد!
دلم یه خواب شبانه به موقع می خواد که بعدش بتونم صبح زود بیدار بشم تا عباس آقامون این همه بی صبحانه نره سرکار!
دلم یه خونه سه خوابه یا 4 خوابه می خواد که شش دانگ سندش به نام خودمون(!) باشه!
دلم یه گواهینامه می خواد که عباس آقا بگیره و بزاره توی کیفش و این همه به همه نگم شوهرم گواهینامه نداره! فک کن! عباس آقای من گواهینامه نداره! این یعنی چی؟
یعنی این که ما ماشین نداریم و یعنی تر این که دلم یه ماشین هم می خواد!
الان هم دلم نوشابه کوکاکولا می خواد که قدیم ندیما می رفتیم بقالی سر کوچه با یک کلوچه سر می کشیدیم!
دلم هم می خواد الان که ساعت یک و بیست دقیقه نیمه شبه یکی علی رو بخوابونه که من هم بخوابم!
دلم می خواد صبح که از خواب بیدار می شم ببینم پنجره های خونمون تمیز شده و بعد ببینم عباس آقا یه نامه نوشته که: خیالت راحت برات تمیز کردم عزیز دلم!
دلم می خواد... !
دلم باز هم چیزهای دیگه میخواد! ولی بمونه برای بعد!
----------------------------------------------------
یک خبر جالب و خوشحال کننده و افتخارآمیز:
برگزیدهی «بویسیب» جایزه خود را به یک بیمار سرطانی اهدا کرد
برگزیدهی مسابقهی وبلاگنویسی «بویسیب» جایزهی خود را برای درمان یک بیمار سرطانی اهدا کرد.
به گزارش «طلبهبلاگ» یکی از برگزیدگان مسابقهی وبلاگ نویسی بوی سیب، کمکهزینهی کربلای خود را برای درمان یک بیمار سرطانی اهدا کرد.
اطلاعاتی در مورد دختر بیمار بیبضاعت را از اینجا بخوانید.
--------------------------------------
+
تا یکشنبه 23 اسفند/ ساعت 24:00 یک میلیون و پنجاه هزار تومان تا به حال توسط 28 نفر از دوستان پرداخت شد، 151 هزار تومان آمادگی پرداخت توسط 6 نفر دیگر از دوستان.